حكايت
كوه و سنجاب با هم نزاع مي كردند
“كوه به سنجاب گفت: ”تو يك كوچولوي مغرور هستي
سنجاب پاسخ داد: ”ترديدي نيست كه تو خيلي بزرگي، همه چيز بايد گرد هم آيند تا اين فضا را
بسازند اما فكر نمي كنم كه مقام و موقعيت من مايه شرمندگي ام باشد
البته من به بزرگي تو نيستم اما تو هم به كوچكي من نيستي و حتي نصف چابكي و
سر زندگي مرا نداري انكار نمي كنم كه تو مي تواني يك رد پاي زيباي سنجاب بسازي
اما بدان كه استعداد ها متفاوت است، همه چيز خوب و كامل و تمام عيار آفريده شده و آنچه
.هست واجب و ضروري است
كوه و سنجاب با هم نزاع مي كردند
“كوه به سنجاب گفت: ”تو يك كوچولوي مغرور هستي
سنجاب پاسخ داد: ”ترديدي نيست كه تو خيلي بزرگي، همه چيز بايد گرد هم آيند تا اين فضا را
بسازند اما فكر نمي كنم كه مقام و موقعيت من مايه شرمندگي ام باشد
البته من به بزرگي تو نيستم اما تو هم به كوچكي من نيستي و حتي نصف چابكي و
سر زندگي مرا نداري انكار نمي كنم كه تو مي تواني يك رد پاي زيباي سنجاب بسازي
اما بدان كه استعداد ها متفاوت است، همه چيز خوب و كامل و تمام عيار آفريده شده و آنچه
.هست واجب و ضروري است
اگر من نمي توانم جنگل ها را بر روي پشت خود حمل كنم،تو هم نمي تواني يك فندق را
“.بشكني
رالف والدو امرسون
رالف والدو امرسون
هیچ چیز خیلی زشتی وجود ندارد که نور شدیدی قادر به زیبا ساختن آن نباشد
ReplyDelete"امرسون"